ترتیل کامل قرآن ترتیل کامل قرآن
ترتیل کامل قرآن کریم
با صدای استاد شهریار پرهیزگار
سریال دوستان Friends
امکان نداره این سریال را ببینید و از خنده روده بر نشید
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
زمان ثبت : چهارشنبه 16 آبان ماه سال 1386 در ساعت 11:04 PM
نویسنده : پویا حیدرپور
عنوان : سره زنگ ریاضی

 

آهان ... آهان وقت . چیزی که من دوستش دارم بالاخره اومد

این مطلبم تقریبا شبیه امتحان شیمیه ولی یه کم فرق داره

اینکه این امتحان نیست و سره کلاسه زمان خوب مدرسه

است

بله.!

حالا دلم برای حرف زدن باهاتون تنگ شده بود یه ذره حرف

بزنم بعد برید مطلبو بخونید .

در سلامتی کامل به سر میبرید ؟

چقدر هوا غم دار شده خب پاییز اومده و دیگه عشق تبدیل شده

به درخواست مرگ

ولی از شوخی که جدیدا خیلی باهاش رفیق شدم بگذریم اگه

انتقادی . پیشنهادی . چیزی دارید بگید من انجام بدم مثلا اینکه

ممکنه وب دیر آپ بشه . این به خاطر قالبشه یا بعضی وقتا دوتا

آهنگ تو وب پخش میشه . اینم به خاطره اینکه خودم میخواستم

یکیش کنم ولی دیدم دوتا هم باشه بد نیست حالا در کل مشکلی

دیدین بگین . یه خانومی چند وقت پیش اومده بود

نظر داده بود بعد نوشته بود گلشیفته شوهر

داره ببخشید ببخشید بعد آدرسه وبشم ننوشته

بود . ببخشید خانوم مگه من لولو خورخوره ام که

اینجوری ازم میترسین . بابا جانه من دیگه اینجوری

از من نترسین ! من پویا ام ها ...

و اینکه گلشیفته شوهر داره خب داشته باشه

حالا مثلا اگه نداشت میخواست بیاد با من که ۸

سال ازش کوچیکترم ازدواج کنه .. من فقط عاشقشم

و حرفه آخرم اینکه از این به بعد میتونین با همه ی این

نشونی ها به وب سایت من بیاین :

www.nafas2mikham.blogfa.com

www.nafas2mikham.coo.ir

www.nafas2mikham.sub.ir

www.golshifteh.coo.ir

www.golshifteh.sub.ir

www.ntm.coo.ir

هیچ فرقی با هم نمیکنن...

حالا دیگه نترکونمتون بریم سره اصله مطلب

 سره زنگ ریاضی :

 

دقت کردید بیشتر بچه ها ی حتی درسخون درساشونو توی

خونه یاد میگیرن . در حالی که اگه تو کلاس حواسشونو

جمع کنن میتونن همونجا هم بهتر یاد بگیرن هم دیگه لازم

نباشه تو خونه پدر خودشونو در بیارن . الان تو کلاسای

کشورهای پیشرفته بچه ها همه درسشونو توی کلاس یاد

میگیرن حتی وقتی که زنگ مدرسشون میخوره دفتر و

کتاباشونو به خونشون نمیبرن میذارن همونجا باشه تا دوباره

فردا بیان . یعنی کاری کردن که دیگه لازم نیست توی خونه

درس بخونن بلکه توی خونه بیشتر بهشون وقت میدن تا برن

دنبال کشفیات و مطالب جالبو خوندنی اونا نه تنها از مدرسه

فراری نیستن بلکه عاشقشم هستن تازه دختر پسرم قاطیه ( چه

حالی می کنن ) مثلا مامانه یا بابائه میاد دمه مدرسه دنبال دخترش

بعد دخترش میگه سلام بابا این دوست جدیدمه ( پسره ) اینجوری

دیگه اون بچه عقده ای نمیشه قبول دارین ؟ حالا ما دینمون

بهمون اجازه ی اینو نمیده که دخترا و پسرا با هم بگردن و این

کار درسته چون اگه تو ایران این قضیه پیش بیاد جنبه ی کافیرو

هیشکی نداره... حالا از مطلب اصلیمون دور نشیم داشتم میگفتم

سره کلاس باید درسو یاد گرفت . تالا شده به کناریاتون توی زنگ

ریاضی نیگا کنین یا نه خودتونم تو باغین ؟ واقعا راست میگم

اکثریت بچه ها تو کلاس میرن تو فکر دختر همسایه ... حالا

دخترا برعکسنا یه دفعه میبینی نیم ساعته دارن تو چشمای معلم

نگاه میکنن نگو نه دارن توی باغ پر از عشق و اندوه باغی که

درهای آن فقط به روی پروانه ها باز میشود و قطار ابدی عاشقان

در حال پرواز کردنه و فقط شادیست که بین عاشقان وجود دارد

هیچ قهتیه پول و ثروت نیست همه در خیابان با خیال راحت راه می روند

پلیساشون وقتی جلوی یه آدم خوش تیپو میگیرن میگن چرا به

موهایت چسب مو نزدی و ژل زدی !؟ و کوه های آن مانند آسانسور

عاشقان را به قله خود میبرن تا در آنجا فریاد بزنند عشق صدای

فاصله هاست . لیلی و مجنون پادشاهان این شهر هستند ولی لیلی

خوشگلیش به گلی نمیرسه ! و همین باعث میشود که مجنون دست

از لیلی بکشد و به سراغ گلی برود ولی حیف که گلی 9 سال از

مجنون بزرگتر است واقعا حیف . و شبهای آنجا ستاره ها به زیر

می آیند و چشمک میزنن . هر شب یه عاشق با یه معشوق میگردد

صبح ها عاشقان به سره کلاس عشق میروند و خبری از ریاضی

و شیمی و هندسه و فیزیک نیست و زمین فوتبالی که بچه ها در آن

فوتبال بازی میکنند چمنی از جنس ابریشم و پنبه است و تور

بسکتبالشون پاره نشده و یک سری از بچه ها عین بز پای آدمو در

فوتبال نمیزنن بلکه عین آدم بازی میکنند . دیگر وبژگی های مدرسشان

این است که میگذارند در آن موبایل برد و سره کلاس بولوتوث بازی

کرد و آهنگ های جدید رپ و پویا حیدرپور را گوش داد که خیلی

ضایس اما این شهر فقط و فقط یک بدی دارد و آن هم این است که

فقط در طول زمانی که معلم ریاضی در حال درس دادن است به وجود

می آید یعنی وقتی از آن خارج میشوی با صدای معلم که به تو می گوید

من الان چی گفتم ؟/ میای بیرون در آنجاست که تو و شهر زیبایت

درجا در باتلاق فرو میروید و مثل یه گربه در حال خود میمانید .

کم کم متوجه میشوید که چند تا بچه هم سنه خودتون کنارتون نشستند

و دارن عین گوسفند نگاهت میکنن بعد میفهمی : ای بابا همش خیال

بود . . . اونجاست که معلم با صدای بلندتر میگه : من الان چی به شما

درس دادم . بعد یه نگاه به تخته میندازی و یه نگاه تو صورته معلم

بعد معلمه طلبکار میشه ( معلم : من دارم واسه کی صحبت میکنم چرا

گوش نمیدی .... هان .!؟ ) ( شاگرد : آقا گوش میدادم ) ( معلم : خب

بگو دیگه بگو من الان چی گفتم ..؟ ) ( شاگرد : ...... ) بعد معلم به درس

دادن ادامه میده ... ایکس بعلاوه ی رادیکال دو مساوی است با بیست

آیا تابع است ؟ خب بچه ها امروز میخوام امتحان بگیرم . یه ورقه در

بیارین سوالارو میگم بنویسین .. بچه ها : نه آقا نگفته بودین ...

معلم : شما باید همیشه آماده باشید بچه ها : نه آقا امروز آخه نگفته بودین

معلم : با صدایی به اندازه ی صدای فیل . در بیارین ببینم ورقه هارو

شاگردایی که پشت دوستشون یا زیر میزن : پدر سگه آشغال و... بذار

تعطیل شیم چرخای ماشینتو پنچر میکنم . معلم تو دلش : اینارو نیگا

کن اینا میخوان مهندسا و دکترای کشور ما بشن ! یه مشت گوسفند ...

( کنایه : از رابطه ی صمیمانه ی شاگرد و معلم در ایران )

بچه ها ورقه هارو در میارن . خب بنویسید سواله اول : سوالو مینویسن

سوال دوم . سوال سوم . سوال چهارم . سی دقیقه زمان دارید شروع کنید

آزمون تموم میشه و بچه ها ورقه هاشونو میدن زنگ میخوره .. دو زنگ

دیگه ریاضی داریم ؟ - آره ..اااااااااااااااااااااااه . من ریدم تو امتحان خیلی

بد دادم . - بد ندادم - بیست میشم - اصلا حرفشو نزن - ... زنگ بعدیه

ریاضی از راه میرسه ... بچه ها با خوشحالی تمام سره زنگ میشینن

معلم میاد داخل / آقا ورقه هارو تصحیح کردین - بله همین الان تصحیح

کردم - آقا چطور بود ؟ - الان میخونم - یه دونش مونده وایسین اونم

تصحیح کنم .. خب : آقای محمدپور : دوازده - آقای محمدی : پانزده -

آقای محمد زاده : نه - آقای محمد وند : هشت - آقای محمد خانی : یازده

بچه ها من واقعا با این وضع نمیتونما

این چه وضع نمرس خانوم ببخشید ..آقا . من مجبورم نمره هاتونو به دفتر

اعلام کنم - بچه ها : نه آقا توروخدا آقا تو رو خدا نه . آقا...نه ...

باشه ایندفعرو میگذرم ولی از دفعه ی دیگه هر کسی زیره پونزده بگیره

از کلاس اخراجش می کنم دیگه هم راش نمیدم . حالا گذشتیم از تقلب های

سره امتحانو این چیزا چون واقعا دیگه خیلی زیاد میشد .حالا شما سبک

ایرانی هارو با خارجیا در نظر بگیرین ...قابل مقایسه نیستن انقدر تفاوت

دارن. یه اتفاقی هم برای من این چند وقته میوفته گفتم قافل از گفتنش نباشم

این معلم شیمی ما همون که شبه امتحان بیچارمون کرد یه ذره لهجه داره..

آقا این صحبت میکنه دوسته من همین کناریم اداشو در میاره مثلا فکر کن

همه ی کلاس ساکت بعد ما دوتا صدای نیشخندمون داره میاد حالا شانس

آوردیم میشناستمون چون پارسالم معلممون بود و میدونه که بچه های خوبی

هستیم این دوست من موقع خندیدن پاک کنشو میندازه زیره میز میره زیر

میخنده منم دستمو میگیرم جلویه صورتم فقط میخندما یعنی دیگه نمیتونم

اصلا جلوشو بگیرم معلمه هم در همون حالت صحبت میکنه ما دیگه از

خنده روده بر میشیم یه پسره هم اون پشت میشینه جدید اومده لهجش شبیه

همون معلمس آقا این دوتا با هم صحبت میکنن من دیگه یعنی از خنده

میخوام بمیرم دیگه . تابحال تو زندگیم انقدر نمیخندیدم بعد این معلمه دوسه

بار ما دوتا رو دید هی میگفت آقای رنگی و حیدرپور ساکت شید دیگه

بس است دیگر خنده هم حدی داره دیگه من که نمی تونم کل وقت

کلاسو صرفه خنده های شما کنم که .. بس است بس است ...

اون هی میگه ما هی می خندیم .وای . شما دعام کنین دیگه تو کلاس

خندم نگیره .. اصلا نمی تونم جلوی خودمو بگیرم . معلمه هم دیگه

ایندفعه میکشتمون!

خلاصه از این به بعد خواهشمندیم سره زنگه ریاضی در فضا سیر نکنید

و نتیجه اینکه : بچه های خوبی باشیم . همدیگرو کتک نزنیم . درسو

گوش کنیم . شاخ بازی در نیاریم . به معلم حرف ناسزا نگوییم .

نمازمان را سره وقت بخوانیم . و اول آبو رو دست راست بعد رو

دست چپ بریزیم ولاستیک ماشین معلم را پنچر نکینم . عاشق افرادی

بشویم که سنشان کمتر از خودمان باشد . با رفقای بد نپریم .بخوریم

شیرو بشیم شیر مثله شمشیر...

خیلی ممنونم که منو تا آخر راه با کشتی همراهی کردید

برای تکمیل کردن قطعی این مطلب یه آهنگ برای دانلود گذاشتم

مطمئنم که خوشتون میاد پس دانلود کنید زود هم دانلود میشه

بعد از گوش کردنش دیگه مطلب منو کامل خوندین...

یعنی میگم سعی کنید مطلبو اول بخونین بعد دانلود کنید

برای دانلود روی متن طولانی زیر راست کلیک کنید سپس

save target as رو بزنید

http://musicworlds.smtp.ru/Single-Music/Reza%20Attaran%20&%20Mohammad%20Tavasoli%20-%20Kolahi%20Baraye%20Baran-www.music-world.sub.ir.mp3

 

اگه راست کلیک کردید و دانلود نشد . دوباره امتحان

کنید ۱ بار دیگه یا ۲ یا ۳ بار دیگه حتما دانلود میشه

 



زمان ثبت : سه شنبه 10 مهر ماه سال 1386 در ساعت 11:09 PM
نویسنده : پویا حیدرپور
عنوان : با اجازه ی عشق

 

p0oya Heydarpour - nafas2mikham

 

 

برق اتاقو خاموش کن بیا بگیر بخواب از فردا دیگه باید بری مدرسه ...

این جمله ای هست که هر سال مادرم وقتی مدرسه شروع میشه شب های اولش بهم میگه

چون من به بی خوابی تا ساعت ۶ صبح بیدار موندن و تا ساعت 2 بعد از ظهر خوابیدن عادت

 کرده بودم

وای چقدر سخته که صبح از خواب بلند شم آخه تو این وضع روزه گرفتن من چه جوری برم مدرسه ؟

هر وقت اسم مدرسه میاد چهار ستون بدنم می لرزه یادم نمیره ثلث اول امتحانا بود فرداش امتحان

 شیمی

داشتیم معلم شیمی ما هم خیلی زیاد سوال می گفت بره همین خوندن اون همه درس برای

ما خیلی مشکل بود

خلاصه چشمتون روز بد نبینه من از صبح شروع کردم به خوندن تا ساعت ۶ بعد از ظهر می خوندم

 امتحانم

از بخش اول تا وسطای بخش دوم بود من تا اون ساعت به وسطای بخش اول رسیدم

حالا این بماند که

اون چیزهایی هم که خونده بودم همشو یاد نگرفته بودم تو اتاق نشسته بودمو می خوندم

 که از پنجره به بیرون

نگاه کردمو دیدم که هوا تاریکه یه لحظه همینطور که داشتم می خوندم دهنم ایست کرد

اصلا همینجوری موندم ساعت ۷ شب بود و من تازه یک سوم درسمو خونده بودم آخه

 از صبح شروع کرده

بودم خلاصه منو میگی در همون حالت که نمی تونستم نفس بکشم داشتم دیوونه

 میشدم آخه بگی نگی خر خون

هم هستم البته سال اول دبیرستان یه ذره کم خونی کردم اما امسال که دارم میرم دوم

 دیگه می خوام

بترکونم حالا بگذریم بریم سراغ همون ماجرا اینجا بود که تصمیم گرفتم دیگه تند بخونم

نمیدونم چرا ساعت مثل باد

در حال گذران بود یه نگاهم به ساعت بود یه نگاهم به کتاب مغزم داغ کرده بود اینو کاملا

حس میکردم

ساعت شد ۱۲ شب من بخش یک رو تموم کردم اما بخش دو هنوز مونده بود

وای چه روزی بود سرم درد

می کرد اینجا بود که با خودم گفتم خدایا منو بکش راحت کن نمیدونین

چه دردی بود وقتی مامانم گرفت خوابید

اما من باید بیدار میموندمو درس میخوندم اما خودم هم میدونستم نباید

 وقتو تلف کرد دوباره شروع کردم به خوندن

اشک چشمامو گرفته بود همینجوری که میخوندم داشتم خود به خود گریه

میکردم دست خودم نبود راست میگم

احساس میکردم برای اولین باره که توی امتحانات ثلث نمره ی بدی میارم این

 برام خیلی درد بود

بدبختی من هم انقدر تو درس و مدرسه رقیب دارم که خدا میدونه تو همین

 فکر ها بودم که دوباره از تو باغ اومدم

بیرون اصلا گیج شده بودم انقدر درس خونده بودم مغزم کار نمی کرد تو یه

 لحظه چشمم به ساعت خورد دیدم

ساعت ۲ شبه یه دونه زدم تو سر خودم گفتم حالا من چکار کنم تو مگویی

 من چکار کنم ؟

خلاصه دیگه اعصاب برام نمونده بود اما بازم زوری در حالی که روی زمین

افتاده بودم از جام پا شدمو یه نگاه به

ساعت کردم دیدم ساعت  ۲:۱۵شد بعد یه نگاه به آسمون کردم گفتم آخه

 خدا مگه همین یک دقیقه پیش ساعت دو

نبود !؟ اخه چرا نیرنگ میکنی ؟ آخه چرا ؟ اما فایده ای نداشت چاره نداشتم

 غیر از اینکه بشینمو درسمو بخونم

دوباره شروع کردم چیزی نمونده بود تموم شه اما هر چی به آخر میرسیدم

 حجم کتاب هم بالاتر میرفت اینجوری

شده بود ۱۰ صفحه ی آخری به اندازه ی ۶۰ صفحه ی قبلی مطلب داشت

 تازه من مطالب قبلیو بازم خونده

بودم اما مطالب جدید یعنی همون آخریارو یه مرورم نکرده بودم .

 مرگ تنها راه من بود دو سه تا صفحه مونده

که تموم شه اما دیگه کمرم طاقت نیاورد یه صدای تق...... شنیدم بعدش افتادم

 رو تخت انقدر خسته بودم که دیگه

نفهمیدم چی شد انگار قله ی اورستو از جا کنده بودم

نرمی تخت کمی آرومم کرد ... لا لا لا لا یی لا لا لا لا یی لا لا لا لا یی

 دینگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگ

گگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگ

گگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگ

صدای زنگ ساعت بود انگار فقط ۲ دقیقه خوابیدم غافل از اینکه ۱۵ دقیقه دیگه امتحانه

 و من هنوز درسمو به طور

کامل نخونده بودم مادرم رو بیدار کردم اون هم بیچاره بیدار شد و صبحونرو سریع

 آماده کرد بعد از خوردن

سریع راه افتادم فقط ۵ دقیقه مونده بود تا امتحان شروع شه سعی میکردم به

 درس فکر نکنم چون میترسیدم همین یه

مثقال اعتماد به نفسی هم که دارم از بین بره تا مدرسه دویدم و خوشبختانه

زیاد دیر نکردم سره جلسه ی امتحان

نشستم فاصله ی صندلی ها خیلی زیاد بود اما به دوستم سلام کردم اونم

 بهم گفت چیزی خوندی گفتم مردمو زنده شدم

ولی یه چیزایی خوندم گفت پس برسون . بهش گفتم باشه ولی نمی

 خواستم بهش برسونم چون خودم با هزار تا

بدبختیو مکافات درسمو خونده بودم اونم اگه میخواست نمره

بگیره باید میخوند البته تو مرامم نبود که وقتی وسط

امتحان کسی بگه سوال فلان چی میشه سریع به ناظم بگم اما

 جواب رو هم بهش نمی گفتم .

ورقه هارو دادن اولین سوالو بلد نبودم بد جوری کف کردم اما به

 صندلیم تکیه دادم و نفس عمیقی از ته دل کشیدم

از خدا خواستم کمکم کنه حسابی تو حال و هوای عرفانی بودم که

 چشمامو بسته بودم یه دفه یکی از معلم هامون هم

که اون روز اون هم جزو کسانی بود که باید مراقب بچه ها باشه

 گفت : حیدرپور چته ؟ چرا چشم بسته جواب میدی !؟

گفتم : هیچی آقا سرمو انداختم پایینو شروع کردم به حل کردن

 سوالات ۱ ساعت گذشت رسیده بودم به سوال آخر

هرجیزی که بلد نبودم رو نگه داشته بودم واسه آخر امتحان

خوشبختانه سوال آخر آسون بود و جواب دادم مونده بود

۶ تا سوال که یکیش هم دو نمره ای بود یعنی اگه جوابشونو

 نمیدادم ۱۴ نمرم بود که با وجود اینکه اون همه خونده بودم

برام نمره ی درد آوری بود من حتما باید بالای ۱۷ میشدم تا

 به حال تو امتحانات ثلث پایین ۱۷ نگرفته بودم

و خوشبختانه شیمی هم درسی بود که بشه سوالاتشو

 با فکر کردن جواب داد تا اونجا که میتونستم به سوالا جواب دادم

همینجا بود که آقای ناظم داد زد بچه های اول۵ دقیقه فرصت

 دارن آخ قلبم ... تند تند به سوالا جواب میدادم

دیگه نمیدونستم چی مینویسم و فقط و فقط مینوشتم همینجا

 بود که فهمیدم جواب اون سواله ۲ نمره ایه چی میشه

در همون حال دوستم گفت پویا سوال ۱۳ چی میشه ؟ هان هان ... منم

بهش گفتم صبر کن .. ناظم بالا سرم بود و گفت

وقت تموم شد ورقتو بده گفتم آقا یه لحظه فقط یه سوالو بنویسم

 نصف سوالو نوشتم ناظم ایندفه بلندتر وقت تموم شده البته

داشت به همه می گفتا ولی از شانس گند من دقیقا بالا

سرم بود ناظم دوباره گفت وقت تموم شده بچه ها بلند شین

دوستمم اونور حول کرده بود دوباره گفت : پویا برسون دیگه

 منم که قاطی کرده بودم یه دفعه گفتم اه ... خفه شو دیگه

ناظم برگشتو گفت چی گفتی ورقمو قبل از اینکه توضیح بدم

گرفت یه نگاه به دوستم کردمو گفتم همینو

می خواستی . گفت ببخشید ولی بخشش اون دیگه به

 نمره ی من اضافه نمی کرد . با این حال بخشیدمش ....

تو راه برگشت بودم که اعصابم حسابی داغون بود اما از

 یه طرف خوشحال بودم از اینکه این امتحان بالاخره تموم شده

بود و میتونستم برم خونه و قشنگ 5 یا 6 ساعت بخابم

 تو راه برگشت انقدر خوشحال بودم که داشتم میرفتم زیره ماشین

ولی خدا بهم رحم کرد این ماجرا مربوط میشه به

 سخت ترین امتحان زندگیم البته تا الان معلوم نیست امسال هم مثل سال

قبل چی بشه ... ولی هر چی هست امیدوارم مثل امتحان شیمی سال قبل نباشه ...

راستی یادم رفت بگم نمرم شد ۱۶ نمره ی بدی نبود ولی

 من می خواستم ۱۷ بگیرم و میتونستم ولی تقصیر دوستم بود

البته اضاقه کنم نمره ی ادبیاتم کمتر از شیمی شد ۵/۱۵ شدم

که دیگه کمترین نمرم بود تو امتحانات ثلث دوم هم دیگه

تو درس شیمی استاد شده بودم و گرفتم ۲۰ که با ثلث اول

 جمع شد و معلم با یه نمره انفاق به خاطره اینکه بیست گرفتم

بهم داد ۱۹ خیلی خوب بود ضعیف ترین درسم ادبیات بود

 که گرفتم ۱۷ اما بقیه ی درس ها خیلی عالی بود از جمله ریاضی

و فیزیک که دوتاشون رو هم ۲۰ شده بودم خلاصه سرتونو

درد نیارم دیگه امسالم که شروع شده ...

 

 

 

یه آهنگ جدید خوندم که خیلی روش کار کردم درواقع

 برای ساختن آهنگ خیلی زحمت کشیدم اما خوشحالم از اینکه در آخر

تونستم یه کار خوب از آب دربیارم اسم این آهنگ تو که گلی است...

که سعی می کنم در اولین فرصت برای دانلود بذارم ...

 

 

 

و در ضمن به علت اینکه یه سری از دوستان از من

خواسته بودن که عکسمو برای دانلود بذارم این کارو کردم

در هر صورت ما چاکر شما هم هستیم

 



زمان ثبت : یکشنبه 25 شهریور ماه سال 1386 در ساعت 03:41 AM
نویسنده : پویا حیدرپور
عنوان : عشق و معشوق من

 

دیره ... دیگه دیره ...

اونی که می خواینش داره میره

دیره ... داره میمیره ...

دل نازک من می شکنه میمیره...

ازش نخواستم بمونه

اخه فکر نمی کردم نمونه

خیال می کردم نگفته هامو از توی چشمام میخونه

بهش نگفتم دوستش دارم آخه فکر نمی کردم کم بیارم

فکر نمی کردم انقدر راحت قلبمو پیشش جا بذارم

آه...............

دیره ... دیگه دیره ...

اونی که می خواینش داره میره

دیره ... داره میمیره

دل نازک من می شکنه میمیره...

 

وقتی که دوری وقتی که نزدیک

وقتی که روشن انگاری تاریک

وقتی بودنت حکم نبودنه

وقتی موندنت حکم نموندنه

انقدره دیدن مثل ندیدنه

انقدره بودن مثل بریدنه

انقدره داشتن مثل نداشتنه

انقدره خواستن مثل نخواستنه

ازش نخواستم بمونه

اخه فکر نمی کردم نمونه

خیال می کردم نگفته هامو از توی چشمام میخونه

بهش نگفتم دوستش دارم آخه فکر نمی کردم کم بیارم

فکر نمی کردم انقدر راحت قلبمو پیشش جا بذارم

آه...............

دیره ... دیگه دیره ...

اونی که می خواینش داره میره

دیره ... داره میمیره

دل نازک من می شکنه میمیره...

 

 

با عرض سلام خدمت بازدید کنندگان گرامی

 

 توجه شما رو به این قسمت از وب جلب می کنم :

با توجه به بازدید خوب دوستان عزیز از این وب

 تصمیم دارم این وب رو به شخصی هدیه

کنم ... که دوستان بدانند این مطالب برای

چه کسی است و این وب برای چه باز شده یا به زبان

عاشقی نفس چه کسی رو می خوام ؟

شاید برای خیلی ها این مطلب عجیب باشه

 ولی من نزدیک ۵/۱ ساله که از این دختر خوشم

اومده یعنی چه جوری بگم عاشقش

 شدم و هستم و به خاطرش حاضرم همه کار

بکنم اما حیف که دنیا فاصلمونو از اول زیاد

 گذاشته ۱۰۰٪ خدا اینجوری می خواد اما

کاشکی اینجوری نمی خواست حالا از این

حرف ها بگذریم من به گلشیفته ی فراهانی

 به خاطر بازی در فیلم و  اخلاق عالی

 و چهره ی زیبا علاقه دارم ممکن هست

هیچ وقت بهش نرسم اما تمام تلاشمو میکنم

که روزی مثل اون بشم و توی کارم موفق باشم

 شاید میشه گفت یه مرجع تقلید که

 منو تو این دنیا مثل خودش موفق کنه.

این عشق اساطیری که دیگه داره ۲ ساله

 میشه همیشه با من بود شبها وقتی میخواستم

بخوابم انقدر به گلی فکر میکردم تا خوابم ببره...

 آوازه ی عشقم توی درو همسایه و

فامیل و دوستان پیچید مخصوصا وقتی

 کلیپی با نام نفس می خوام ساختم که برای

 گلی بود دیگه نه تنها آشنایان بلکه غریبه ها

 هم تک و توک میشناختنم!

حالا هم همچنان عاشق هستم

 یه عاشق واقعی عاشقی که عشقش و معشوقش

 باعث نمیشن سر به بیابون بذاره یا تو درس و

 مدرسش ضعیف بشه یا پشت سر

 هم اعلام کنه که من دیوونه ام بلکه

این عشق و معشوق چیزهایی هستند

 که باعث میشن تو کارو زندگیش موفق تر

باشه و تلاششو بیشتر کنه و انسان بهتری باشه ...

به خدا وقتی دربارش حرف می زنم دلم می لرزه...

                                       اینه

                                 عشق واقعی

                                  پویا حیدرپور

 



زمان ثبت : دوشنبه 12 شهریور ماه سال 1386 در ساعت 2:05 PM
نویسنده : پویا حیدرپور
عنوان : اورژانس

می خوام عاشق باشم میخوام با تو باشم

می خوام عاشق باشم میخوام با تو باشم

ثانیه تک داری ..به خاطر خوب داری..تو قلبت غم

داری.. چیزیو کم داری.. این چشام باز چرا بارونیه

شب همیشه به همین آرومیه؟

ببین منو که باز اینجا تنهام.. بشین نرو بی تو غرق

غم هام سخته برام که پر از کینه شم وقت شه خوابم

رویا شه پس بیا پیشم... وقتی پیشمی چشای من برق

داره..با تو بودن واسم خیلی فرق داره ..انگار که دل

من بازم یه شرط داره ..حتما می خواد عاشق بشه

یکباره..میای پیش من باید موهات افشون باشه..

شاید خواب من خیال و افسون باشه.. زمستون من با

تو بهاره وقتی نیستی دل هوای گریه داره..

نشد بهت بگم که عاشقت شدم بتونم به چشمات عشقو نشون بدم

حالا که می گی می خوام از پیشت برم بذار بهت بگم من دوست دارم

میترسم از اینکه بریو دیگه نیای گفته بودی با من تا آخرش میای

کاشکی میدونستی دیگه طاغت ندارم با چه زبونی بهت بگم دوست دارم

بهت میگم که فقط مال من باش..بسه بازی ستاره ی

شبم باش.. زندونی دستام نیستی قطعا ..تو قلب من

جا داری فعلا حتما.. اشتباه از من یه بار یخشش از

تو.. بیا مرحم شو بدون پس این دردو ..بردی شرطو

بدون من کم آوردم ..نبودی روزارو به یادت میشمردم

تسلی نگاتو بدزد ازم ..منو بگیر به آسمون ببر بازم

دل بستم.. به تو تا آخر خط.. هستم دلبندم .. از دنیا

دل کندم..دل تنگم ..هنوز با تو یک رنگم ..می جنگم

تورو بیارم به چنگم...

تورو بیارم به چنگم

دیدی نشد بهت بگم که عاشقت شدم

بتونم به چشمات عشقو نشون بدم

حالا که می گی می خوام از پیشت برم

بذار بهت بگم من دوست دارم

میترسم از اینکه بریو دیگه نیای

گفته بودی با من تا آخرش میای

کاشکی میدونستی دیگه طاغت ندارم

با چه زبونی بهت بگم دوست دارم

نرو دل من طاغت دوریتو نداره

آخه رفتن تو دیگه برگشت نداره

نرونرو دل من دیگه طاغت نداره

آخه رفتن تو دیگه برگشت نداره

برگشت نداره...



زمان ثبت : دوشنبه 12 شهریور ماه سال 1386 در ساعت 2:04 PM
نویسنده : پویا حیدرپور
عنوان : میمیرم بی تو

کناره هرقطره ی اشکم هزار خاطره دفنه

اونقدر خاطره داریم که گویی قد یک قرنه

گلو میسوزه از عشقت عشقی که مثل زهره

ولی بی عشق تو هر دم خنده با لبهای من قهره

درسته با منی اما به این بودن نیازارم

تو که حتی با چشماتم نمی گی آه...دوست دارم

اگه گفتی دوست دارم فقط بازیه لبهات بود

وگرنه رنگ خودخواهی نشسته توی چشمات

هرچی عشقه توی دنیا من می خواستم مال ما شه

اما تو هیچ وقت نذاشتی بینمون قصه نباشه

فکر می کردم بایه بوسه با تو هم خونه میمونم

نمی دونستم نمیشه آخه بی تو نمی تونم

گله می کنم من از تو از تو که این همه بی رحمی

هزار بار مردم از عشقت تو که هیچ وقت نمی فهمی

گله می کنم من از تو از تو که این همه بی رحمی

هزار بار مردم از عشقت تو که هیچ وقت نمی فهمی...

همه میدونن که من سنبل عشقم چرا بهم گفتی عهدتو بشکن

کاری کردی که واسه ی عشقت تشنم با قطره ی اشکمم

واست نوشتم...

دوست دارم بیا پیشم بمون بزار با هم بریم ارش آسمون

تا که واسمون توی عشق ما پیش نیاد اشتباه ولی اجتناب

کردی از این اجتناب.. دل من مثل دریا دلت اما کویر خشکه

دل من مثل یه شاپرک تو قفس یه دونه مشته .. این تن خشکم

گر گرفت با یک نگاهت ..شد خاطره واسم اون روی ماهت...

عشقم نقش بر آب شد از پل دنیا بستی برام تو.. بسه حیا کن..

حالا از تو دورم هنوزم صبورم

به هیچ کس نمی گم شکستی غرورم

شبو روزو پات من سوختم و ساختم آخرش چی شد ؟ من هستیمو

باختم! چون تو زندگیم غفلت دارم آره نفرت دارم از شانس بدو

نکبت بارم ولی هرچند بازم از من باهم میمونیمو محال ازت من

دست بر دارم...

حالا از تو دورم هنوزم صبورم

به هیچ کس نمی گم شکستی غرورم

سردیه نگاهو بشکن فاصله سزای مانیست

تو بمون واسه همیشه این جدایی حق مانیست

بودن تو آرزومه حتی واسه ی یه لحظه

میمیرم بی تو

خوندن من یه بهانس یه سرود عاشقانس

من برات ترانه می گم تا بدونی که باهاتم

تو خوده دلیل بودنم بی تو شب سحر نمیشه

میمیرم بی تو

من عشقت روبه همه دنیا نمی دم حتی یادت رو به کوه و دریا نمی دم

با تو میمونم واسه همیشه

اگه دنیا بخواد منو تو تنها بمونیم واست میمیرم جواب دنیارو می دم

با تو میمونم واسه همیشه

من عشقت رو به همه دنیا نمی دم حتی یادت رو به کوه و دریا نمی دم

با تو میمونم واسه همیشه

خاطرات تورو چه خوب چه بد هک می کنم

توی تنهاییام فقط به تو فکر می کنم

یا تو میمونم واسه همیشه

اگه دنیا بخواد منو تو تنها بمونیم

واست میمیرم

جواب دنیارو می دم

با تو میمونم واسه همیشه

اگه دنیا بخواد منو تو تنها بمونیم

واست میمیرم

جواب دنیارو میدم

با تو میمونم واسه همیشه

سردیه نگاهو بشکن فاصله سزای مانیست

تو بمون واسه همیشه این جدایی حق مانیست

بودن تو آرزومه حتی واسه ی یه لحظه

میمیرم بی تو

خوندن من یه بهانس یه سرود عاشقانس

من برات ترانه می گم تا بدونی که باهاتم

تو خوده دلیل بودنم بی تو شب سحر نمیشه

میمیرم بی تو

من عشقت روبه همه دنیا نمی دم حتی یادت رو به کوه و دریا نمی دم

با تو میمونم واسه همیشه

خاطرات تورو چه خوب چه بد هک می کنم

توی تنهاییام فقط به تو فکر می کنم

یا تو میمونم واسه همیشه ...